محمد مهدى ملايرى
247
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
تركان عثمانى از راه زبان تركى در عربى راه يافته باشد . اين كلمه در لغتنامههاى قديم عربى ديده نمىشود . در « المنجد » كه لغتنامهاى جديد است آمده كه « بخشش ، عربى آن راشن و حلوان است » . ولى اين دو كلمهء عربى فعلا در اين معنى مستعمل نيستند . حلوان بيشتر در جائى به كار مىرود كه در فارسى « شيرينى » مىگويند نه انعام . شايد هم بخشش از قديم در عربى راه يافته باشد ، ولى چون جزء كلمات فصيح و كتابى درنيامده بوده در لغتنامهها ذكر نشده است . در زبان فارسى ، چنانكه گفتيم براى اين معنى كلمهء عربى انعام را به كار مىبرند . اين كلمه كه فارسىزبانان معمولا آن را انعام به فتح همزه مىخوانند اصل آن در عربى انعام به كسر همزه و مصدر باب افعال است كه در دو معنى به كار مىرود ، يكى به معنى بخشيدن و نعمت دادن ، و ديگرى به معنى آن چيزى كه مورد بخشش قرار مىگيرد ، و در استعمال فارسى آن در اين مورد اين معنى دوم قصد شده است نه معنى مصدرى آن . خرضوات ، خرده - خرّازى ، خرزة به جاى آنچه كه در فارسى امروز اجناس خرّازى گفته مىشود ، در زبان عربى كلمهء خرضوات استعمال مىشود . خرضوات همان كلمهء خردهء فارسى است كه دال آن به ضاد تبديل شده و به صورت خرضوات جمع بسته شده است . دال و ضاد چون در تلفظ عربى نزديك به يكديگرند از اين جهت در كلماتى كه از اصل عربى نيستند زياد به يكديگر تبديل مىشوند . كلمهء خرده از ديرباز در زبان عربى داخل شده و به صورتهاى گوناگون درآمده و در معانى مختلف به كار رفته است ؛ يكى خورده از فعل خوردن كه در عربى به صورت خردق درآمده و به معنى نوعى شوربا ، يا چنانكه نوشتهاند « اشكنه » است . « 1 » مؤلف شرح قاموس اصل اين كلمه را خرديق نوشته و از گفتهء ابن اثير در نهايه آورده است كه « اين كلمه فارسى معرّب است و اصل آن خورديگ است » بنابراين كلمهء خرديق از دو جزء
--> ( 1 ) . « الخردق : المرقة ، معرب » - قاموس ؛ « خردق : شوربا معرب از خورديگ » ، - منتهى الارب .